نبرد نهایی - قسمت 4: ملاقات

  • 19698-pasted-from-clipboard-png


    پایتخت من را شگفت زده کرد. منی که تمام زندگی ام را در یک دهکده سر کرده بودم هیچ وقت در جایی به این زیبایی نبوده ام. ساختمان های بزرگ با دیوار های سنگی، آب نما ها،راه های موزاییکی، پنجره های شیشه ای بزرگ - همه ی جزئیات و آدم ها من را شگفت زده می کردند.

    به طور ناگهانی من استاد خودم را از نگاهی دیگر دیدم. لباس های پر زرق و برق که قبلا عنوان یک بخش اصلی از یک شخص اشرافی می دیدم، همه ی جواهراتی که قبل از رسیدن به پایتخت به تن کرده بود نه تنها سلیقه عجیب او بلکه احساس ناامنی او نسبت به آینده را نشان می داد. این ویژگی ها هم با لباس های ساده شهروند های پایتخت و حالت تیره چهره او در تناقض بود. من حالا دیگر از موفقیت سفر به پایتخت خیلی مطمئن نبودم. و درست هم فکر می کردم.

    "آیا کتیبه ای که قول آن را به فرمانروا داده بودی را آورده اید؟" این جمله را یک سناتور پیر با لباس سفیدی که یک خط بنفش بر روی آن بود با نگاه سردش به ما گفت. سردی نگاه و صدایش به حدی بود که استاد من اندکی به خود لرزید.

    "هنوز نه، من زمان بیشتری برای پیدا کردن آن نیاز دارم. من هنوز مطمئنم که خانواده من آن را دارند…" استاد من این جمله را با صدای لرزانی که بر خلاف چیزی همیشه از او به یاد داشتم گفت. پس غرور و تکبر همیشگی او کجاست؟

    سناتور با صورت بدون احساسش به ما گفت :"پس شما نمی توانید جلوتر پروید." و دیگر توجه ای به ما نکرد.

    این بسیار سریع پیش رفت. حالا استاد من در مهمان خانه ای به تنهایی وقت خود را می گذراند و من را به حال خود گذاشته است. خب، این برای من فرصتی است تا اطلاعات بیشتری پیدا کنم! در حالی که داشتم به قصر برمیگشتم، از مردم در مورد رویداد بزرگی که در حال برگزاری بود شنیدم. مردم مشتاقانه در مورد نمایندگان سرزمین های مختلف که این جا گرد هم آمده بودند تا سرنوشت امپراطوری را مشخص کنند صحبت می کردند.



    8 نفر نماینده در این جا حضور داشت:

    • زنی از سرزمین های توتن که برای بار دوم نماینده مردمش شده بود.
    • لید اتحاد بزرگ، که اسمش به سختی شمشیرش بود
    • مهاجم، که از آن سوی دریا می آمد به خاطر علاقه به جمع آوری اطلاعات در مورد نبرد های گذشته معروف بود.
    • بک سازنده ی با استعداد که که وسایلی می ساخت که به مسافران کمک می کرد تا فاصله و زمان را حساب کنند.
    • یک دختر جوان از سرزمین های بربر ها، که اسم یک خرس را داشت.
    • لید سرزمین گال ها، که اسمش نشان دهنده علاقه او به تاریخ یونان بود.
    • لید رومی ها، که به این جا آمده بود تا در مورد راه های بهتر برای آموزش سربازان بحث کند.
    • معاون معروف یک گروه بزرگ ار اتحاد ها، که سرباز مورد علاقه او گرزدار بود.

    هر چه بیشتر در مورد آنان می شنیدم، بیشتر متوجه می شدم که باید خودم را به پیش آنان برسانم، اما بدون یک نامه دعوت این کار بسیار سخت بود. اما آیا اسم من هیچ معنی خاصی ندارد؟ شما نمی توانید جلوی سایه را بگیرید! من به صورت مخفیانه خودم را به در ها رساندم و ورود نمایندگان به قصر را مشاهده کردم. و سریعا فهمیدم که چگونه وارد شوم.



    وظیفه: هر نماینده یک نشان خاص داشت، که تا حدی مشابه اما برای هر شخص یکتا بود، و با آن وارد قصر می شدند. نشانی که سایه برای وارد شدن به قصر باید از آن استفاده کند را پیدا کنید.

    راهنمایی بیشتر: نمایندگانی که سایه دید همه یک نمونه اولیه واقعی داشتند که مربوط به جامعه تراوین و یکی از رویداد های اخیر بود. آیا شما می توانید همه آن ها را فقط با استفاده از توضیحات تشخیص دهید؟

    tub4_riddle.png




    اطلاعات کلی در مورد مسابقه:

    زمان شروع: 31 اردیبهشت ماه ساعت 11:30

    زمان پایان: 6 خرداد ساعت 11:30

    زمان اعلام برندگان: 7 خرداد

    انتخاب برندگان: 6 نفر به صورت اتفاقی از بین افرادی که درست پاسخ داده باشند

    جوایز: 50 سکه طلا

    استفاده از کارت سند طلا فقط در: COM community

    مهلت استفاده از سند طلا: 11 دی 1399

    برای بردن شما باید: نام داخل بازی خود و سروری که هنگام فرستادن پاسخ معما در آن بازی می کنید را برای ما بفرستید. هر بازیکن فقط می تواند در یک جامعه از مسابقه شرکت کند.



    شما می توانید نبرد های نهایی قبلی را اینجا پیدا کنید:

    The Ultimate Battle – Episode 2 – On the edge